چشمان تو
گارگین فتائی
.
چشمان تو چه زیبا است
زیبا تر از تمام زیبائی ها
چشمان تو خواب و خوراک از من گرفته است
نمی دانی چه حالی دارم
آنگاه که در میابم
تنها باید تصور شان را داشته باشم
من خود آنها را می خواهم
می خواهم این چشمها تا ابد پیش رویم باشند
و من عاشقانه خیره وار به آنها بنگرم
آه چشمان تو آرزوی من است
این چشمها قلب مرا نشانه گرفته اند
دیگر تاب و توان ندارم
چشمان تو دارد مرا می کشد
کمی انصاف داشته باش
و این چشمها را به قلب من هدیه کن